|
آواز های ناهمگون
|
||
|
شعر و یادداشت ها |
برای فتبال 2006 آلمان
باختن چقدر اندوه دارد
وقتی تراباختم
کوهی برسرسینه ام
افتاد
امروزنیز
چنین بود
انگلیس باخت
پرتگا ل توپ راشلیک کرد
گوووول !
روزگاری ماهم
انگلیس را
شکستانده بودیم
بازی چنبن است
زمانی میشکنیم
زمانی می شکنیم
**
امروز
خنده وهیجان را
گریه و اندوه را
دردقایق یکسان
برابر هم دیدم
این سو
خنده
خنده
خنده
هیجان
آن سو
گریه
گریه
گریه
اندوه
خدایا چقدر
گریه وخنده به هم نزدیک اند
من احساس میکنم
باختن چقدر اندوه دارد
وقتی میبازیم
برسرسینه ما
کوهی می افتد
اماقیمت ها
بال کشیده اند
یک تبسم
بیشترازدرآمد روزانه است
پس اندازیک ساله ام
بسته یی خنده نمیشود
تنها
فقرارزان است
اشک ارزان است
خشونت ارزان است
انفجار
انفجار رایگان است
مردان بیکار
به خانه هرشام
یک خریطه
اندوه میبرند
اما
معتبران هرصبح
احساس را
باچای
مینوشند
تادرپشت میزخطابه
بافکر آرام
سخن ازعدالت
گویند
دیوهای هفت خوان
مشبوع نمیشوند
خورشید را
خواهند خورد
|
|