|
آواز های ناهمگون
|
||
|
شعر و یادداشت ها |
بها ر میخواهم
د لم گرفت زمستا ن بها ر میخواهم
هوای معتد ل وخوش گوا ر میخواهم
چقد ر خسته شد م د رسکوت یخبندان
فوا ره و چمن و آ بشا ر می خواهم
تلا ش وسوسهء ز ند ه گی نشد پا یا ن
خیا ل صلح و سرو رو قرا ر میخواهم
چگونه گرد ش همگو نه را قبو ل کنم
که فصل تا زه وبا ا بتکا ر میخواهم
به گلشن مقوا یی حد یث لا له نبود
کد ام دشت روم ؟ لا له زا ر میخواهم
چگونه با ورم آ ید به وعده ها ی شما
ونیست حوصله ، بی ا نتظا رمیخواهم
آبی هاراکه
درنوردیدیم
سرزمین سپید
درپرتو خورشید سرخ
سبز شد
رنگ شیرچایی آسمان
انعکاسی بود
از آمیزهء نور قرمز و کوه های سپید
****
و اما توقف ما اینجا بیهوده است
آری بیهوده
بی هوده تر..
بیهوده تر ازناپایداری رنگها
و بیهوده تر ارچراغهای خاموش امید ها
دربرابر شبهای روزافزون
آری!
آری!
بی هوده..
سپیدی هاراکه درنوردیدیم
تاریکی
درخشید.
|
|