تبليغاتX
آواز های ناهمگون
 
آواز های ناهمگون
 
 
شعر و یادداشت ها
 
 

خواب دهکده

فراترین آرزویم

فرازشانه های" بابا"ست*

که هربامداد فراآیم

به تماشای امیددرخشانم

...هنگام کودکی

شانه های پدرم چقدرمزه میداد

وآنگاه گوسفندان پدرکلانم را

درچراگاه یی ناپیدامیجستم...

اکنون شانه های بابا

چقدرلذت بخش است

ازاینجا به عقاب طلایی نزدیکم

که درپنجه های زرینش

خواب دهکده حرام است

خروسها خرسند اند ازآوازهایشان

آفتاب" کرک "بیضه های رخشنده را

زیربال گرفته است

روز - امید وارستاره است

مژده دهید شب را

 

*بابا (کوه بابا)

 |+| نوشته شده در  چهارشنبه 1388/06/11ساعت 12:3  توسط فیروز خاور  | 
 
  بالا