|
آواز های ناهمگون
|
||
|
شعر و یادداشت ها |
ساحل گرفته آتش دریا کجاگریزد
ماهی دچاروحشت آیاکجا گریزد
کابوس جنگ آمد درشهرهای ذهنم
ازکوچه های عشقم رویا کجا گریزد
چندانکه گرگ آمد ، ازکوه جای آهو
بیچاره مانده حیران ، صحرا کجا گریزد
جنگ اتم سراید ، اکنون ترانهء خویش
اندیشه دارداما – دنیا کجا گریزد
دنیا کجا گریزد ازدست مرد ما نش
امروز گر رها شد فردا کجا گریزد
دنیا به تنگ آمد – ازجنگ و جنگجویان
|
|